هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

23

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

و در جلد دوم از اسد الغابة صفحه 193 و 194 به نقل از شفيق بن سلمة آمده كه امام حسين ( ع ) در جنگ با قاسطين يا مارقين و ناكثين ، با پدرش شركت داشت و فرياد برآورد : آيا كسى هست كه به مبارزه‌ام درآيد ؟ مردى از آل ذى لعوة به نام زبرقان بن احلم كه قهرمان كار كشته‌اى بود ، به مبارزه‌اش آمد و به امام حسين گفت : كيستى ؟ فرمود : من حسين بن على هستم . زبرقان به او گفت : فرزندم منصرف شو به خدا كه من پيامبر خدا را مىبينم كه از سمت قباء سوار بر اشترى سرخ‌فام مىآيد و تو پيشاپيش او هستى من نمىخواهم كسى باشم كه وقتى پيامبر خدا را ملاقات مىكنم مديون خون تو باشم و خود از مبارزه‌اش دست كشيد « 1 » .

--> ( 1 ) به فرض درستى اين روايت مىتوان چنين گفت كه منصرف شدن وى از امام از بيم جان خودش و نه امام حسين ( ع ) بوده است زيرا امام حسين به قهرمانى و نيرومندى ، شهرت داشت .